پـ ـیـ ـچــــ ـک

پـ ـیـ ـچــــ ـک

012

+ ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


011

                         سه تا دیگه تولد پیشی جووووووووونی میشه

+ ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


010

+ ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


009

سه چهار شبه کابوسام واقعی شدن
دیشب یه خواب عجیب دیدم... عجیب، ترسناک و واقعی...
هستی مهربونم؟ 

+ ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


008

چهارتا مونده به تولد عشق

                      Birthday Party

+ ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


007

چشمامو که باز کردم یه درد عجیب باعث شد زود ببندمش و به خودم لعنت بفرستم برای پاک نکردن آرایش شب قبل،‌یه کم ماساژش دادم تا اگه چیزی توش رفته در بیاد اما بهتر نشد، به زور از جام بلند شدم و به ساعت نگاه کردم، به خودم گفتم: حالا دیگه باید عشقم راه افتاده باشه، یادم بمونه صدقه براش بذارم 

+ ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


006

نمی دونم چه جوری می شه تمام خوشبختی ای که با بودنت کنارم دارمو توصیف کنم، حتی اون لحظه ای که چشمات تو چشمای منه و از اونا حرف می گی... و احساس عجیبی که هنوز اسمی براش پیدا نکردم و داره خفه م می کنه این روزا... و درد عمیق این لحظه از نبودنت...
یا من با دنیای کلمه ها غریبه ام یا احساس همیشه ناگفتنیه...
ساکت و آروم فقط زل زدم به همه ی بیرحمی دنیا...

 girl_cray.gifgirl_cray.gifgirl_cray.gif

+ ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


005

عشقم تو راهه داره میادمواظبش باش مهربونHeart SmileHeart SmileHeart Smile 

+ ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


004

امروز از دنده ی چپ پا شدم اعصاب نداررررررررررررررررررررررررررررررررم

+ ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


003

پنجره رو باز کردم که تو تو چشمای مهربونم زل بزنم و دلم آروم بگیره که وسوسه ی عطر یاسای حیاط نذاشت دیگه ببندمش، 
حالم که اینجوری می شه هیچی آرومم نمی کنه جز خودش... باز بابک بدقولی کرده و من بیشتر از پنج ساعته منتظرم و هرچی می گذره دیوونه تر می شم... یه جورایی به این نگرانیا آلرژی پیدا کردم، اغراق شده آزارم میده.
می خوام به چیزای خوب فکر کنم که آروم بشم، همه چیز خوبه می دونم، هیچ اتفاق بدی هم نمی افته، مهربونم مواظبمونه.
هستی مهربون، مگه نه؟

 

                                                       

 

 

+ ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


002

امروز رفتم واسه مامی کادو خریدم خیلی کار سختی بود و بالاخره با یه جفت کفش برگشتم خونه که تنگ بود براشgirl_impossible.gif و قرار شد فردا خودش بره یه مدل دیگه شو بگیره، آخه از این همین یکی رو داشت،‌ متنفرم از این جوری خرید کردنقهر
از وقتی اومدم یه جوریم،‌ سست و بی حال،‌ یه کمم تب دارم 
برم یه نسکافه بخورم و ناخنامو مرتب کنم و لاک خوشگل بزنم یه کم سر حال بیام
 + 14 تا مونده به تولد پیشی جـــــــــــــــKissـــــــــونم
 

+ ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


001

+ ٧ اردیبهشت ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ