پـ ـیـ ـچــــ ـک

پـ ـیـ ـچــــ ـک

063

یاد من باشد تنها هستم
ماه بالای سر تنهاییست...  

+مهربونم عاشق این روزام،‌ دنیام آروم و دوست داشتنیه. ممنون. 

+ ۳۱ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


062

اگه میوه بودی...
حتما خرمالو.

+ ۳۱ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


061

اینکه امروز بی حوصله و با استرس از تختخواب کنده شدم،‌ اینکه باز کسی که دوست داشتم تو بغلش چشم باز کنم کنارم نبود، اینکه خیلی تنهام، اینکه  دنیا با دلخوشیام بازیش گرفته، اینکه باز گوشه گیر و بی اعتماد به نفس شدم،‌ حتی اینکه این روزا خیلی ساکت شدم هم باعث نمی شه خوشبخت نباشم...
من هنوز یه عالمه بهانه ی رنگی برای خوشبخت بودن دارم.

+ ٢٩ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


060

مچاله می شم و آروم صدات می زنم... بغل... تب می کنم و صدای آرومت می گه بغلمی عزیزم،‌ دستات دورم می پیچه و قلبم...
آروم می زنه، بی حوصله و بی عجله...
چشمام می سوزه... صورتم خیس می شه... 
نیستی... 

+ ٢٦ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


059

من عزیز دلمو می خوام.
مواظبش باش مهربونم، خوب؟ 

+ ٢٦ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


058

من که دختر خوبی شدم مهربون، پیشی جونم کجاست؟

+ ٢٦ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


057

من اول فکر می کنم بعد حرف می زنم.
من فقط حرفای خوب می زنم.
من دختر خوب تری می شم... 
پر از انرژی مثبت.

+ ٢٥ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


056

مهربونم،‌ یه رنگ خوب برای امروز...
مداد رنگیامو گم کردم.

+ ٢٥ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


055

خوبِ خوبم... آرومِ آروم... بی آزارِ بی آزار...

+ ٢٤ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


054

خیس عرق از کابوسی که میدیدم از خواب پریدم، نمی دونم چندمین بار بود... حالم بدتر از اونه که به کلاس رفتن فکر کنم، دلم می خواد یه کیسه ی آب گرم تو بغلم بگیرم و مچاله بشم رو تختم و به هیچی فکر نکنم... به هیچی...

+ ٢٤ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


053

چرا یک هفته هیچی تمرین نکردم که امشب مجبور بشم سه صفحه اسلیمی بکشم؟ اونم از نوع دهن اژدری! 
کــــــ ـمـ ـکــــــــــ 

+ ٢٤ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


052

عزیزدلم  دور شد.

+ ٢۳ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


051

این روزا تمام خوشبختی، نفسای توِ که نزدیکتر از همیشه ست و آرامشی که شاید از دنیای خالی و خلوتم دارم.
امروز رنگ همون نیلی آسمون، وقت برگشتن از دبیرستانِ،‌ رنگ همون روزا که سربه هوا راه می رفتم و دنبال چیزی رو زمین نبودم.

+ ٢٢ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


050

راستی چقدر گذشته از روزایی که بزرگترین آرزوم روانشناسی شهید بهشتی بود؟ روزایی که پر از زندگی بودم و تو دنیام هیچ نشدنی مفهوم نداشت.
پس چراحالا اینجام؟
انگار یه جاهایی رو من زندگی نکردم...
هیچ خاطره ای از اونروز  که بی خیال آرزوم، تن دادم به یه کاردانیِ مزخرف، ندارم...
اون روزا رو کی جای من زندگی کرد؟
کجا گم کردم خودی رو که می خواست منو به آرزوهام برسونه؟؟؟

+ ٢۱ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


049

حاصل دسترنجم در هفته ی دوم کلاس :)


ادامه مطلب
+ ٢۱ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


048

امروز یه روز تلخ نسکافه ایه با شکلات و شیرینی جونیام 
با یه حسی شبیه مریض شدن و جا موندن، روز اردو.

+ ٢۱ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


047

نمی دونم چرا امشب هوای قصه شنیدن دارم... 
اگه قصه های شاه و پری مامان این روزا به تن بهانه هام کوچیک شده، قصه ی نوازش دستای تو چرا اندازه ی بی آرومی هام نمی شه؟!

+ ٢۱ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


046

یه روزا و ساعتایی تو زندگی هست که غمشون نگفتنیِ،‌ اتفاقایی که حتی نمی شه ازشون جلوی آینه حرف زد و یواشکی گریه کرد.
فقط باید آروم و بی حرف تحمل کرد... 
راست گفت هدایت که؛
در زندگی زخم های هست که روح را آهسته و در انزوا می خورد و می تراشد... 

+ ٢٠ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


045

چشم باز نکرده هوایی بوی تنتم...

+ ۱٩ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


043

دلخوشم به اینکه هنوز نزدیکی،
وگرنه باز بغض بود و بهانه...

+ ۱٧ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


042

همیشه فکر می کردم یه همچین روزایی دلم می خواد کسایی که بهم نزدیکن و باهام دوستن کنارم باشن، کسایی که تو این روزای زندگیشون من کنارشون بودم، اما به دلایل مختلف حالا تنهام... 

نه این که کسی نمی خواد کنارم باشه، نه، اتفاقا خیلیا می خوان که باشن، اما من درارو رو همه بستم... شاید دلخورم از روزایی که دوست می خواستم و همه بزرگتری داشتن برای احساسم.
اما دروغه اگه بگم دوست ندارم کسی باشه از جنس دوستای بچگی که از ذوقم، ترسم، هیجانم و تموم احساسای نویی که دارم تجربه می کنم باهاش بگم...

+موهامو شکل وقتایی که مامان بزرگ برام می بافت، بافتم و امروز هربار که جلوی آینه رفتم گفتم؛ چقدر جات خالیه این روزا مامان بزرگم:(

+ ۱٦ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


041

  به زودی...        

                           

+ ۱٥ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


040

فردا   میاد خونمون با مامی حرف بزنه

+ ۱٤ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


039

امروز...
هنوز خاکستریه
دارم دنبال یه رنگ قشنگ می گردم، نه اینکه خاکستری رو پاک کنم، نه
می خوام یه صورتی آروم کنارش بذارم
روز خوبی می شه 

+ ۱۳ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


038

تنهایی، فیلم شکلات داغ، ناهار رو کاناپه، یه نسکافه تلخ و غلیظ...
اینا یعنی دارم ناز خودمو می کشم که دختر خوبی باشم امروز 

+ ۱٢ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


037

روز کلاس و خستگی و حال خوب 

+ ۱٠ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


036

امروز یه روز خیلی خوبه
بی بـ ـهـــــ ـا نــ ـه

+ ٩ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


035

دلم نسکافه تلخ می خواد و خواب...

+ ٩ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


034

بوی خاک نم زده...
آهنگ پرآروم قطره ها... 
من...
خوشبخت ترین د و پـــ ـا ی زمین...

+ ٧ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


033

کنار ممنوع ترین احساس دنیا
آرام ترین گوشه ی جهان را یافتم
آغوشت...

+ممنون، مهربونِ همیشه
+ممنون، عزیزِ همیشهِ دل 

+ ٦ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


032

دلم می خواد یه عالمه بنویسم... از اون یه عالمه هایی که تهش خالی خالیم... راستی خیلی وقتِ دیگه اینجوری ننوشتم...
یاد شبای خنک تابستون تو حیاط... مینا... درس خوندن و نخوندن واسه کنکور... حرفای ممنوع اون روزا... 
تنهایی... تنهایی... تنهایی
عقب تر...
شبای پر از ترس... ظهر گریه های یواشکی... واکمن سونی... زهر دوست داشته نشدن... روزای بی اعتماد به نفسی و گوشه گیری... اولین روز میگرن...
یاد همه ی روزای تلخ بهم هجوم آورده...
اما من ساکتم و آروم، حتی بی بغض...
من روزای گذشته رو به باد دادم و گذشته هم، منِ اون روزا رو...
عین برابری...

روزای خوبی رو با تو و کنار تو به دلم وعده دادم عشق

+ ٦ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


031

دوره گردی خواهم شد
کوچه ها را خواهم گشت
جار خواهم زد؛

آی شبنم! شبنم! شبنم! 

+سهراب سپهری

+ ٥ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


030

امروز یه روزه خاصه
 

+ ٤ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


029

بانوی عاشقانه ها درگذشت.
با آرزوی خوابی آرام برایت،
فهیمه رحیمی عزیز،
همدمِ شب هایِ بی خوابیِ دخترانِ آن سال ها...

 

+ ۱ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


028

وای چقدر کار دارم...
یه عالمه  َم خرید، اما تو این گرما دوست ندارم برم بیرون، ترجیح می دم تو خونه به قرتی بازیام برسم...
عشقم نیومده هنوز...

+ ۱ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ