پـ ـیـ ـچــــ ـک

پـ ـیـ ـچــــ ـک

082

من اینا رو می خوام :)

 

  

+ ۳۱ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


081

hk13

نمی دونم چرا امروز که این همه دلم تنها بود و هواییِ تو، نه سراغمو گرفتی و نه جوابمو دادی...
کاش پیشم بودی، بغلم می کردی، میذاشتی زار بزنم، دعوام نمی کردی، نمی گفتی چرا... فقط من می شدم دختر کوچولوت، سفت بغلم می کردی و واسم قصه می گفتی...

+ ٢٩ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


080

دیگه بریم خونه ی خودمون پیشی جونی، دلم گرفته اینجا :(

+ ٢٩ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


079

نه از اون دخترایی که مانتوهای گشاد می پوشن و کفشای راحت و موهاشونو پسرونه کوتاه می کنن و  از راه رفتنشون معلومه چقدر به کتابایی که می خونن اعتقاد دارن و به موسیقی ای که گوش می کنن اهمیت می دن.
نه از اونایی که موهاشون تابستونا نسکافه ای و بلوند می شه و پوستشون برنزه و ناخناشون دیزاین... و زمستونا بوتاشون بلند و رژ لب شون قرمز و عطرشون rock in rose.
نه از اون دختر ماتنو کوتاهایی که all star می پوشن و کوله می ندازن و از دانشگاه می رن کلاس زبان و از کلاس زبان آموزشگاه موسیقی.
نه از اونایی که کلاس رقص میرن و یه عالمه دوست دارن و همیشه دنبال آرایشگاه خوب و دکتر پوست و فالگیر -البته فقط واسه تفریح- می گردن و عضو همیشه ثابت مهمونیان.
نه حتی از اونایی که پاشنه بلندای ناراحتشون هم مانع خندیدنای از ته دلشون نمی شه و آرایش و شینیون موهاشون آدمو یاد amy winehouse می ندازه.

من شبیه هیچکی نیستم، حتی خودم... 

+ ٢٥ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


078

خیس بارونم، چی شد رنگین کمانی که گفته بودی؟
گمم کردی مهربونم؟ 
دستمو فشار بده دلم آروم شه هستی هنوز...

+ ٢٤ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


077

ziba

چقدر دختر کوچولویی که امشب تو رادیو هفت بودو دوست داشتم.

+ ٢٢ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


076

+ ٢٢ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


075

ziba

وای مهربونم بازم بوی پاییز داره میاد و من پرِذوقم،‌ ممنون.
خوشحالم که کلاس نرفتم و می تونم بعد یه عالمه روز آفتابی تو یه عصر ابری و یه کمی تاریک رو کاناپه بشینم و با لذت ناهارمو بخورم، تازه مامانم که از بیرون بیاد می تونیم با هم قهوه بخوریم.
ذهنم پر از خیال پردازی شده برای روزای نزدیکی که من و عشقم دیگه برای همیشه کنار همیم

+من و آرزوهامو که یادته مهربونم، هان؟ 

+ ٢۱ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


074

دلم خیلی گرفته، بارون می خواد  :(

+اینجا فرشته ها همه گریانند...

+ ۱۸ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


073

صنایع دستی پیچک :)


ادامه مطلب
+ ۱٦ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


072

دلم یه هات چاکلت غلیظziba می خواد، با یه کارتون مثل تینکربل06 
تو بخل پیچی جونی.
مـــــــــــــــــی خــــــــــــــــــــوااااااااااااااااااام. 

+ ۱۳ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


071

ارزش عمیق هر کس، به اندازه ی حرف هایی ست که برای نگفتن دارد.

+علی شریعتی

+ ۱۳ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


070

امروز از اون روزاییِ که یه عالمه تو رختخواب موندم و به زور لباس خوابمو در آوردم... از اون روزایی که حتی برای نسکافه هم نرفتم تو آشپزخونه...
از اون وقتاییِ که خودمو سفت بغل کردم که کسی اذیتش نکنه.

+ ۱٠ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


069

بی میل نسکافه مو سر می کشمو فکرای جورواجور تو سرم جولان می دن...
کجا ثبت نام کنم؟ بعد از چندتا امتحان قبول می شم؟ برم یه مانتو بخرم،‌ پیشی چرا زنگ نزد؟ ماشین سفید دوست ندارم، می خوام بازم از اون دستبندا درست کنم، کلاسم چرا تشکیل نمی شه؟! فردا چی بپوشم؟ ...

من برای آرزوهام یه کار دیگه باید بکنم... باید.

+ ۸ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


068

می ترسم از روزهایی که بی من تمام می کنی
و از این حجم دلتنگی... 

+ ٥ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


067

ziba
بعد از گرفتن دستهایت 
تمام دنیا را لمس خواهم کرد
تا عشق به همه سرایت کند
  
+مژگان نامی
+ ٤ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


066

چرا یادمون ندادن هر چیزی تماشا کردنی نیست؟!
گاهی باید رو برگردوند...

+ ٤ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


065

+ ٢ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


064

8.gif

رویام پاره شد باز...
مثل دیکته های خواب آلودِ آخرِ شب.

+ ۱ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ