پـ ـیـ ـچــــ ـک

پـ ـیـ ـچــــ ـک

145

انگار پاییز امسال داره منو با خودش می بره...

                                   

+ ٢٧ آذر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


144

نمی دونم چرا اما خیلی آرومم...
اصلا از صبح که بیدار شدم آروم بودم، انقدر که نه برای مهمون سر زده و خونه ی به هم ریخته مون عصبانی شدم نه برای تنهایی مرتب کردن و  هی به آیفون سرک کشیدن غر زدم، حتی برای نخوردن نسکانه ی صبحم بداخلاق نشدم.
فکر کنم امروز تو بغل مهربونم بودم

+ ٢٦ آذر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


143

وقتی اینجوری چشم به راهم میذاری فقط تب می کنم و گلو درد لالم می کنه، فقط همین...
نه اونی که از دلتنگی بالش شو خیس می کنه چشمای منه، نه اونی که از نگرانی مدام شماره تو می گیره دستای من و نه خیال ناآرومی که تا صبح کابوس می بینه خیال من...

+ ٢٥ آذر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


142

پیچک در روزی که گذشت

+ ٢٤ آذر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


141

لیلی زیر درخت انار نشست
درخت انار عاشق شد
گل داد
سرخ گل ها انار شد، داغِ داغ
هر اناری هزارتا دانه داشت
دانه ها عاشق بودند
دانه ها توی انار جا نمی شدند
انار کوچک بودند
دانه ها ترکیرند
انار ترک برداشت
خون انار روی دست لیلی چکید
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید
مجنون به لیلی اش رسید...

خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود
کافی ست انار دلت ترک بخورد... 

+ ٢٠ آذر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


140

عصر پاییزی همون منظره ی برفی، برای نازی جونم 

 

پاپوشایی که پیشی جونی آخرین باری که اومد برام آورد 

 

دستکشام که مامی تازه برام بافیده 

+ ٢٠ آذر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


139



بعد از مدت ها بدون این که کاری داشته باشم، ساعت گذاشتم که زودتر بیدار شم و آروم آروم دل کندم از پتوی گرم و نرمم و بدو بدو لباس عوض کردم و از اتاقم رفتم بیرون برای شیر نسکافه یی که به خودم قول داده بودم و حالا هم تند تند وبگردی می کنم که برم سراغ بافیدن شال گردن رنگین کمانیم 
باز دارم دنبال خودم می گردم، چرا انقدر این روزا گمش می کنم، مامان خوبی نیستم براش انگار 

+ ٢٠ آذر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


138

اما نیومد.

+ ۱٩ آذر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


137

چی بپوشم؟

+ ۱۸ آذر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


136

عشقم داره میاااااد
عشقم داره میاااااااااااااااااااااااااد
عشقم داره میااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد 

+ ۱۸ آذر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


135

                                                 

هر چقدر هم که دنیا باهام مهربون نباشه، من بد بودن رو یاد نمی گیرم، من دنیا رو دوست دارم، برای هوایِ بودن کسایی که چشماشون نگرانمه و آدمایی که هنوز خوشحال کردنشون برام مهمه و برای لذت شنیدن اسمم با صدای مهربونشون حتی وقتی ناراحتشون می کنم.

برای آسمون و ستاره هایی که همیشه آروم نگام می کنن، برای بارونایی که تمام آرزو هامو گوش می کنن، برای رنگین کمان و تمام رنگی رنگیاش.

برای نقاشیام که دوستشون دارم، حتی حالا که لرزش دستام نمی ذاره چیزی بهشون اضافه کنم باز ولوشون می کنم و باهاشون حرف می زنم و قول می دم که زود زود دستام آروم بشن برای نوازششون.

من بالاخره کاری می کنم که دنیا با آرزوهام آشتی کنه :)

+ ۱٧ آذر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


134

Befor you speak, listen

Befor you write, think

Befor you pray, forgive

Befor you hurt, feel

Befor you hate, love

...that's life

 feel it, live it and enjoy it

+ ۱٧ آذر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


133

امروز که بیدار شدم :)

 

هدیه ی خوشمزه از یه دوست خیلی کوچولو ;)

+ ۱٤ آذر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


132

:(

با صدای قرآنی که برای "همیشه رفتن" پدر دوست تمام سالهای مدرسه م، "بیتا" گذاشته بودن مثل هر روز گیج و گنگ از خواب بیدار شدم... بازم بی هیچ عکس العملی واموندم، همیشه همینم...
از پنجره بی باور، بردنشو نگاه می کردم و تو ذهنم دنبال تصویر بیتا می گشتم...
ولی من فقط خنده ها مونو یادمه، همیشه... همیشه... همیشه... 

هیچ وقت تو همچین مراسمی برای کسایی که دوستشون دارم نرفتم، حتی تینا که عزیز ترین دوستم بود، پدرش که فوت شد، یادمه وقتی بعد از یک هفته یا بیشتر رفتم خونشون فقط نگاهش کردم حتی وقتی تو بغلم گریه می کرد، نمی دونم به چی؟ اما فقط نگاه می کردم...
اما حالا انقدر بزرگ شدم که بدونم باید برم اما...
من فقط بلدم هیچی نگم و نگاه کنم...

+ ٩ آذر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


131

پیچک و کاردستی امروز و زیر لیوانی جدید :)
وقتی منتظر تلفن عزیز دلشه 

 

                    

+ ۳ آذر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


130

اگر نتوانید ریسک کنید، نمی توانید رشد کنید.
اگر نتوانید رشد کنید، نمی توانید بهترین باشید.
اگر نتوانید بهترین باشید نمی توانید شاد باشید
و اگر نتوانید شـــ ـــــا د باشید چه چیز دیگری مهم است؟!

 

                   

+ ۱ آذر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ