007 - پـ ـیـ ـچــــ ـک

پـ ـیـ ـچــــ ـک

007

چشمامو که باز کردم یه درد عجیب باعث شد زود ببندمش و به خودم لعنت بفرستم برای پاک نکردن آرایش شب قبل،‌یه کم ماساژش دادم تا اگه چیزی توش رفته در بیاد اما بهتر نشد، به زور از جام بلند شدم و به ساعت نگاه کردم، به خودم گفتم: حالا دیگه باید عشقم راه افتاده باشه، یادم بمونه صدقه براش بذارم 

+ ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ