147 - پـ ـیـ ـچــــ ـک

پـ ـیـ ـچــــ ـک

147

تا نزدیکای ظهر خواب بودم از خستگی دو سه روز قبل، یه صبحانه قلبی قلبی خوردم،

جارو و دستمال و شیشه پاک کن و یه عالمه چیز دیگه به دست، رفتم سراغ بادون ( ورژنی از جیمبو که خیلی شکل بادوم می مونه و کمتر از یه هفته س که مال من شده ) که یه کم مرتبش کنم و بعد یکی دوساعت برگشتم بالا و از اون موقع منتظرم یکی بیاد برام از پارکینگ درش بیاره که با گواهینامهدروغگو برم رانندگی و همچنان گذر هیچکی به خونه نیفتاده.

+ ٢ دی ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ