148 - پـ ـیـ ـچــــ ـک

پـ ـیـ ـچــــ ـک

148

هستم و نیستم...
ترس هایم را با قرمز بافتم، دل شکستگی ها را نارنجی و حالا من و بی حوصلگی ها و زرد...
هستم و نیستم...
رنگین کمانم قرار بود گذر شادی باشد... کی پناهگاه تنهایی ها شد؟! 

+ بی حوصلگی این روزهایم از غرورت بی هوا سر می رود و من خالی می مانم، می سوزم، تمام... نه، این دیگر نه، نگذار تمام شوم... با تو به دلم وعده ی تمام آبی ها را دادم.

 

+ ۳ دی ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ