042 - پـ ـیـ ـچــــ ـک

پـ ـیـ ـچــــ ـک

042

همیشه فکر می کردم یه همچین روزایی دلم می خواد کسایی که بهم نزدیکن و باهام دوستن کنارم باشن، کسایی که تو این روزای زندگیشون من کنارشون بودم، اما به دلایل مختلف حالا تنهام... 

نه این که کسی نمی خواد کنارم باشه، نه، اتفاقا خیلیا می خوان که باشن، اما من درارو رو همه بستم... شاید دلخورم از روزایی که دوست می خواستم و همه بزرگتری داشتن برای احساسم.
اما دروغه اگه بگم دوست ندارم کسی باشه از جنس دوستای بچگی که از ذوقم، ترسم، هیجانم و تموم احساسای نویی که دارم تجربه می کنم باهاش بگم...

+موهامو شکل وقتایی که مامان بزرگ برام می بافت، بافتم و امروز هربار که جلوی آینه رفتم گفتم؛ چقدر جات خالیه این روزا مامان بزرگم:(

+ ۱٦ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ