060 - پـ ـیـ ـچــــ ـک

پـ ـیـ ـچــــ ـک

060

مچاله می شم و آروم صدات می زنم... بغل... تب می کنم و صدای آرومت می گه بغلمی عزیزم،‌ دستات دورم می پیچه و قلبم...
آروم می زنه، بی حوصله و بی عجله...
چشمام می سوزه... صورتم خیس می شه... 
نیستی... 

+ ٢٦ تیر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ