075 - پـ ـیـ ـچــــ ـک

پـ ـیـ ـچــــ ـک

075

ziba

وای مهربونم بازم بوی پاییز داره میاد و من پرِذوقم،‌ ممنون.
خوشحالم که کلاس نرفتم و می تونم بعد یه عالمه روز آفتابی تو یه عصر ابری و یه کمی تاریک رو کاناپه بشینم و با لذت ناهارمو بخورم، تازه مامانم که از بیرون بیاد می تونیم با هم قهوه بخوریم.
ذهنم پر از خیال پردازی شده برای روزای نزدیکی که من و عشقم دیگه برای همیشه کنار همیم

+من و آرزوهامو که یادته مهربونم، هان؟ 

+ ٢۱ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ