پیچکِ بغلی - پـ ـیـ ـچــــ ـک

پـ ـیـ ـچــــ ـک

158

اصلا امروز، روز لم دادن رو کاناپه ی جلوی تی وی و چای خوردنه با راحتی هایی که بابا جمعه برام خریده. روز بدو بدو رفتن و برای فردا کلاس برداشتن، روز دیدن همه ی فیلمای مزخرفی که دوستشون دارم، روز رانندگی نکردن، لباس بافتنی پوشیدن، اما روز دیدن " هیس_ دخترها_ فریاد_ نمی زنند_" نبود، خیلی بغض کردم :(
روز ناز کردن و بغلی شدنم هست اما تنهام...

+ ۱٦ دی ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


157

Dollz

هر شب با خودم قرار میزارم که فردا برم آموزشگاه برای کلاس قبل از امتحان و فردا که میشه هیچ انرژی ای ندارم. شاید به خاطر این روزای بغلی شدن باشه.

+ ۱٦ دی ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


103

امروز خودم جون، دختر کوچولوی بغلی شده که دلش پیراشکی شکلاتی می خواد و نق زدنای الکی که تهش ناز کشیدنای تو باشه... و حسابی هوس پوشیدن سوییشرت صورتیشو کرده.

+ ٧ مهر ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


081

hk13

نمی دونم چرا امروز که این همه دلم تنها بود و هواییِ تو، نه سراغمو گرفتی و نه جوابمو دادی...
کاش پیشم بودی، بغلم می کردی، میذاشتی زار بزنم، دعوام نمی کردی، نمی گفتی چرا... فقط من می شدم دختر کوچولوت، سفت بغلم می کردی و واسم قصه می گفتی...

+ ٢٩ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


072

دلم یه هات چاکلت غلیظziba می خواد، با یه کارتون مثل تینکربل06 
تو بخل پیچی جونی.
مـــــــــــــــــی خــــــــــــــــــــوااااااااااااااااااام. 

+ ۱۳ امرداد ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ