پیچکِ خرابکار - پـ ـیـ ـچــــ ـک

پـ ـیـ ـچــــ ـک

216

این روزا خودم نیستم اصلا خیلی وقته، وقتی تنها نیستم، خودمو گم می کنم ...
این هفته شروع کلاسای یونی بود و من تازه فهمیدم چقدر از اون روزا دور شدم، نه از اون همه شیطنت و حاضر جوابی خبری هست و نه یه دنیا اشتیاقی که برای ارتباط برقرار کردن داشتم، حالا ساکت ترم و با آرامش رفتار می کنم، با کسی رودربایستی ندارم و همه چیز جز لوازم رنگی رنگیم برام بچگانه ست حتی درسهام ساده و پیش پا افتاده شده در نگاه اول، انگار دنیا یادم داده باید منتظر سخت ترین ها باشم همیشه.

بی نظمی کلاس خطی که یک ماه و نیمه قبل ثبت نام کردمو هنوز یه جلسه ی درست و حسابی ام نرفتم کار دستم داد امروز، کنسلی رو بهم نگفته بودن و وقتی رفتم کلی غر زدم بابت همه ی این مدت که وقتم تلف شده و موقغ برگشتن آیته بغل تی تی رو کوبیدم به این استوانه ها که کنار مسیر بی آر تی میذارن، اصلا ندیدمش.

روز پر استرسی داشتم اما شب آرومیه،
فردا یه روز خیلی خوبه، می دونم. 

+ ۱٦ مهر ۱۳٩۳ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


196

شکلک دخترانه 5248

نمی دونم چندتا تخم مرغ به انواع روش ها و با انواع ترفندها آب پز کردم که چهار تا سالم واسه رنگی رنگی کردن موند، تازه بعد از رنگ کردن با اون همه ذوق یکیشم با دست خودم به فنا دادم و حالا من موندم و سه تا تخم مرغ رنگی. واقعا خسته نباشی خودم جونشکلک دخترانه 5246

 

+ ٢٩ اسفند ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


151

:(((

چند روز پیش موقع روشن کردن سماور شعله ش یهو گر گرفت و مژه هامو سوزوند، تقریبا اندازه ی نصف بلندیشونو، از اون روز هربار جلوی آینه می رم بغضم می گیره.

+ ٩ دی ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


113

از دیروز غروب تا امشب دیزاین اتاقم کوپه ای بود، مثل بستنی رنگی رنگیا 
پتو و بالش و لباس خوابم رو تخت خودم، پوشه و جامدادی و برگه های طراحیم رو تخت نی نیснежинка-همونی که من عمه ش می شم و گه گداری اتاقمو باهاش شریکم-، شاسی و رنگامم رو میز، جیم بال و نی جونم-عروسک رو تختم- وسط اتاق سرگردون...
نمی دونم چرا برخلاف همیشه که خیــــــــــــلی مرتب بودنو دوست دارم از بستنی م لذت می بردم.
ولی بالاخره شد همون کلبه ی دوست داشتنیم

+ ٦ آبان ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ