پیچک و مسافرت - پـ ـیـ ـچــــ ـک

پـ ـیـ ـچــــ ـک

203

هدیه ی دریا به پیچک

 

+ ۱٩ فروردین ۱۳٩۳ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


202

جایزه برای خودم جون

 

+ ۱۸ فروردین ۱۳٩۳ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


201

روز تولدم تهران نبودیم و برادر جوانی برام تو فست فودش یه جشن کوچولو گرفت که جای خیلی از کسایی که دوستشون دارم خالی بود، و جای عشقم از همه خالی تر...

از ته دلم آرزو کردم تولد سال بعد دیگه جای هیچکی خالی نباشه.  

 

Mocmoc0086

هدیه های روز تولدم

  

مامان بابای عزیزم

 

برادر و نی نی جونی

 

مامیِ نازِ نی نی

 

خاله ی مهربونم

+ ۱۸ فروردین ۱۳٩۳ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


094

من به اندازه یک ابر دلم می‌گیرد
وقتی از پنجره می‌بینم 
حوری -دختر بالغ همسایه-
پای کمیاب‌‌ترین نارون روی زمین
فقه می‌خواند...

بعد از دیدن اون فضا -مشهد- فقط همین شعر سهراب تو ذهنم اومد.

+ ٢٦ شهریور ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


090

جمعه میریم مشهد، با این که از کارای کلاسم عقب می مونم و یه جلسه ش رو هم از دست می دم اصلا حال اون دفعه رو ندارم، از این که مامی نذری که برای عملم کرده بود رو ادا می کنه خوشحالم :)
امروز رنگامو درست کردم خیلی ذوق دارم واسه کشیدن طرحای این هفته :) 

+ ٢٠ شهریور ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


086

من برگشتمкуколкаهمه چیز خیلی خوب بود، با این که یه عالمه کار انجام نشده دارم اما مدام با خودم تکرار می کنم من تا یک شنبه شب تمام کارامو انجام می دم و دوشنبه حتما میرم کلاس.

 

سخت در رژیم به سر می برم و دلم کیک شکلاتی می خواد، شاید خودم درست کنم امروز.

+اونجا یه عالمه качели بازی کردم :) 

+ ۱۱ شهریور ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ


085

هر قدر هم که به خودم بگم نمی خوام دل مامان و بابا  رو بشکنم و خودمو راضی کنم به خاطر دل خوشی اونا حتی خودم باید باهاشون برم سفر، باز نمی تونم دلشوره مو برای ترک کردن منطقه ی امنم قایم کنم...
من اضطراب دارم، حتی از یه تغییر انقدر کوچیک تو روزام...

+ ٤ شهریور ۱۳٩٢ پـ ـیـ ـچــ ـک ϽΜ