014

شمع ها رو روشن کردم... چقدر رقص نور تو اون حباب آبی و نقره ای رو دوست دارم...برق اتاقو خاموش کردم و باز به طمع عطر یاسای حیاط پنجره رو نیمه باز گذاشتم.
نوای آروم و غمناکی که بی کلام، بی حرف، مثل دستای مهربون و نگران مامان دردامو نوازش میده...
آرومم... آروم آروم...
و هنوز چشم به راه... 

 

/ 2 نظر / 2 بازدید
❤من کوچولو (●̮̮̃•̃)

اوهوم شمع خیلی ارامش بخشه یاد خونه خودم افتادم با بچه ها هر شب شمع روشن میکردیم بعد دراز میکشیدیم و فولدر اهنگ به اسم ملایم و پلی میکردیم یادش بخیر[افسوس]

✿nazi✿

خیلی خوشگلن پیچک جون. ایشالا بزودی انتظارت بسر برسه[ماچ]