187

دلت می آید؟
دلت می آید تمام این روزها را
بی عاشقانه های من سر کنی؟
بی خنده های من
بی قهر و آشتی کردن، و خلوت کردن؟
دلت می آید من نباشم؟
که چشمانم را از نگاهت بدزدم
تا تو نبینی قطره قطره ی شوق
در چشمانم حلقه زده...

می دانی؟
گاهی آرزو می کنم
لااقل در حواب
صدایت را می شنیدم
این گونه هر که سراغت را می گرفت
می گفتم:
صدایش سمفونی آرامش است
خودش که جای خود دارد... 

از ؟

/ 0 نظر / 5 بازدید