141

لیلی زیر درخت انار نشست
درخت انار عاشق شد
گل داد
سرخ گل ها انار شد، داغِ داغ
هر اناری هزارتا دانه داشت
دانه ها عاشق بودند
دانه ها توی انار جا نمی شدند
انار کوچک بودند
دانه ها ترکیرند
انار ترک برداشت
خون انار روی دست لیلی چکید
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید
مجنون به لیلی اش رسید...

خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود
کافی ست انار دلت ترک بخورد... 

/ 3 نظر / 6 بازدید
مهسان

خیلی خیلی قشنگ بود مهربونم مرسی [ماچ]

نگار

چه متن زیبایی...چه موسیقی زیبایی...خیلی کیف کردم