067

ziba
بعد از گرفتن دستهایت 
تمام دنیا را لمس خواهم کرد
تا عشق به همه سرایت کند
  
+مژگان نامی
/ 4 نظر / 3 بازدید
بابک

بانوی من؛ سازت که كوك نباشد ، هر چند مخالف هم بزند ، من ، خواهم رقصيد... من ، با باد ها رقصيده ام ، با چهچه گنجشككانِ مست ، با تلاطمه امواج ، حتي با صدای بوفِ کور ... به سازِ نا كوكِ تو ، رقصيدن كه كاري ندارد... تو سازت را بزن، رقصیدنش با من ...

بابک

...دلم تنگ است... نمی دانم :زِ تنهایی،پناه آرم کدامین سوی... پریشان حالم و بی تاب؛می گریم... و قلبم،بی امان محتاجه مهرِتوست... نمیدانی:چه غمگین رهسپاره لحظه های بیــــقرارم من...!!! بدنباله تو،همچون کودکی هستم... و معصومانه می جویم پناه شانه هایت را؛ که شاید اندکی آرام گیرد دل... دلم تنگ است، وتنهایم و تنهایی،به لب آورده جانم را... بیا تا با تو گویم از هیاهوی غریبِ دل، که بی پروا؛تلنگر می زند بر من،و می گوید به من: نزدیکه نزدیکی ... ... ... به دنباله تو می گردم؛به سویت پیش می آیم ... ... چه شیرین است ... ...پر از احساسه یک خوشبختیه نابم... پر از امیدِ سبزِ خوابِ دیدارم؛ و میخواهم که نامت را به لوحِ سینه بنگارم... و نجوایی کنم در دل؛ و گویم تا ابد: من ؛ دوستت دارم ؛ دلم تنگ است ... دلم تنگ است،دلم اندازۀ حجمِ قفس تنگ است ... سکوتـــــه کوچه لبریز است ... صدایم خیس و بارانی است ، نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است... نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است...

بابک

و هجوم خیالت در ذهنــــــه آشفته‌ام ؛چه کار ساز است ... چشم‌هایم را میبندم ... تمامه خیالت را به آغوش می‌کشم ... و باز مست می‌‌شوم از عطر وجودت . . . وجودی؛که لحظه لحظه،هوایش را نفس می‌کشم ... و چه سر سخت،چون امواج خروشان در پی‌ آسمان، در تلاشم ... و چون پروانه‌ای آشفته؛هر لحظه به سویی پر می‌کشم ... و چون بیدی،از ترس روز نبودنت؛می‌‌لرزم ... غرق باش در تک تکِ ذرّاتِ وجودم ... باش ... در شادترین روزهایم، غمگین‌ترین لحظه‌هایم و روز هایی که گنگ و مست نمی‌‌دانم که با زندگی‌ چه باید کرد ... و قولی‌ بده. از همان مردانه‌ها... همان‌ها، که می‌توان روی آن، اندازهٔ تمام دنیا شرط بست ...: که تا لحظۀ بودن روی زمینی‌ که هیچ چیز دوامی ندارد ؛ زمینی‌ که پرنده مردنیست، گًل پوسیدنی، عشق رفتنی، غم ماندنی، شادی کم رنگ، و درد پر رنگ ... تمامِ بودنت، برای تمامِ بودنم باشد ... بودنت ؛ آرامشی ‌ست که هیچ طوفانی آن را بر هم نخواهد زد ... باش، فقط از آن من ، می‌دانم خود خواهیست، اما باش، فقط برای من !!!