011

                         سه تا دیگه تولد پیشی جووووووووونی میشه

/ 5 نظر / 3 بازدید
بابک

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟؟؟ دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟؟؟ تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان؛عشق کن‌......؛ ای که شاعر سوختی‌،پروانه می‌خواهی چه کار؟؟؟ مُردَم از بس شهر را گشتم،یکی عاقل نبود... راستی تو این همه دیوانه می‌خواهی چه کار؟؟؟ مثل من،آواره شو از چاردیواری درآ...!!! در دلِ من قصر داری‌، خانه می‌خواهی چه کار؟؟؟ خرد کن آیینه را در شعر من،خود را ببین... شرحِ این زیبایی،از بیگانه می‌خواهی چه کار؟؟؟ شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌...؛ گریه کن؛پس شانۀ مردانه می‌خواهی چه کار؟؟؟ ...................................................[قلب][ماچ]