214

خیلی فرق کردم با روزایی که اینجا تنها گوشه ی امن دنیام بود اما هنوز اینجا و نوشتن رو دوست دارم.
دورم از آدمای دوروبرم و مهربونیایی که ازشون سر در نمی آرم و می دونم ارزشمندن حتی اگه کمکم نکنن و دردسر شن برام.
تنهام اما غمگین نیستم، سفت و محکم پای خودم و آرزوهام واستادم.
ده سال از اولین اضطراب ثبت نام دانشگاهم می گذره و باز دارم شروع می کنم اما این بار به جای همه ی اون احساسات و حماقت ها، هدف دارم و علاقه...
قلبنقاشی ایرانیقلب

+مهربونم و مامان بابام مواظبمن مثل همیشه و این آرومم می کنه.
+از پیشی جونم خواستم جای انگشتری که قرار بود مال هم بودنمونو نشون بقیه بده و نشد که بیارن برام... یه انگشتر دیگه واسم بخره، هم مغرورم می کنه، هم آروم.
+رفتم سراغ یه غورباقه ی دیگه :) 

/ 1 نظر / 4 بازدید
negar

مبارک عزیزم شروع تازه ...[لبخند]...